Tuesday, February 16, 2021

9

 فن دستشویی خراب شده و وقتی که خاموش است هم صدا میدهد. یعنی در تمام لحظاتی که من دارم راه میروم و دراز میکشم و چیزی میخورم و لخت میچرخم و با ویدئوهای خنده دار اینستاگرامی میخندم یا بلکم گریه میکنم در پس زمینه ذهنم کسی توی دستشویی است و قرار است به زودی بیاید بیرون. اوایل کمی کارهایم را با شتاب میکردم که وقتی در باز شد شوکه نشوم. سریع غذا را میگذاشتم تو ماکروفر و تا گرم شود میرفتم چیزی تنم میکردم ولی خب غذا خوردن را لفت میدادم. ترجیح میدادم درحال غذا خوردن آن غریبه مرا ببیند. الان بیشتر از سه هفته است که فن خراب است. و من ملاحظه ای نمی کنم چون باهاش ندار شده ام. تقریبا میدانم او شلوارش را تا کجا میکشد پایین و برای اینکه بریند چقدر تمرکز لازم دارد و با چند تا دستمال خودش را خشک میکند با کدام دست سیفون را میکشد و بجای صابون جامد کنار شیر از صابون مایع کرمی استفاده میکند  و شبها با چه شدتی مسواک را روی دندان میکشد و قیافه اش و بازی با لپ هایش موقع قرقره فلوراید نعنایی چقدر خنده دارد . او خیلی شبیه من است و مطمئنم یکبار که همخانه ام هم در خانه باشد و مهمان هم داشته باشیم وسط یک بحث جدی و جالب درباره واکسن کرونا در دستشویی باز خواهد شد ومن ازش بیرون خواهم آمد و همخانه ام و بقیه مهمانها از تعجب غش میکنند و او با لبخند ناشی از مثانه ای خالی به چشمانم خیره میشود. من هراسان میپرم و هولش میدهم توی دستشویی و میگویم اسکل چرا نفهمیدی این یک تله بود. دیگه هیچ وقت در نیا. برمیگردم و و با آبپاش چند تا تو هوا اسپری میکنم و خودم را میزنم به غش مثل همخانه و سه مهمان دیگرمان. من نفر آخری هستم که به هوش می آیم. بقیه بالای سرم هستند و میخواهند مطمئن شوند که وضعیتم نرمال است یا نه. میگویم احتمالا این شکلات خارجی هایی که برامان آوردین توش چیزی بود وگرنه به لحاظ علمی امکان ندارد من هم یک زندگی اینجا داشته باشم هم توی توالت. همه قانع میشوند وبحث از همانجا که قطع شده بود ادامه پیدا میکند.


No comments:

Post a Comment

34

امروز هفده مهرماه ۱۴۰۳ فردا تولدمه و درد دندان امانم را بریده. از درد کمتر میتوانم چیزی بخورم مگر مسکن و از نخوردن معده‌درد شده‌ام که کل دیش...