من ادعای انصافم میشود. و خودم را با تیزی لبه ی تو نصف کرده ام. یک نصفه ام تماشا میکند و نصفه ی بعدی همان یکی دیگر است که آنجا نوشته ای، که به سبک صادقانه ات لابلای دانه های قضایا، یک، شمرده نمیشود.
پرسیدی اگر بمیرم تو چه میشوی نگفتم باز هم نصف و همینطور نصف تر. چون در مقیاس صحیحت دیگر فرقی نداشت. از من شاید -فقط اینجا- ادعای انصافم بماند؛ نه ذره های خیلی ریزی که لازم به تکاندن نیست، فوت میکنی حلاج نمیشود، گم میشود و ردی ازش نمیماند.
No comments:
Post a Comment